شهادت ام المومنين حضرت فاطمه زهرا *س*را
به محضر آقا امام زمان *عج* تسليت عرض مينمايم

شبی پسر کوچکی یک برگه کاغذ به مادرش داد.
مادر که در حال آشپزی بود ،دست هايش را با حوله ايي تمييز كرد
و نوشته ها را با صداي بلند خواند.
پسر با خط بچگانه اش نوشته بود:
صورت حساب:
مسواك زدن :هزار تومان
مرتب كردن اتاق خوابم: دوهزارتومان
مراقبت از برادر كوچكم: دو هزار تومان
بيرون بردن سطل زباله : هزار تومان
نمره رياضي خوبي كه امروز گرفتم: پنج هزار تومان
جمع بدهي شما به من: يازده هزارتومان
مادر به چشمان منتظر پسرش نگاهي كرد .
چند لحظه خاطراتش را مرور كرد.قلم را برداشت
و پشت برگه صورت حساب او اين عبارات را نوشت:
بابت سختي نه ماه بارداري كه در وجودم رشد كردي: هيچ
بابت تمام شبهايي كه بربالينت نشستم و براي سلامتيت دعا كردم : هيچ
بابت تمام زحماتي كه دراين چند ساله كشيدم تا تو بزرگ شوي: هيچ
بابت غذا و نظافت تو و فراهم كردن سرگرمي هايت : هيچ
و اگر تمام اينها را جمع بزني خواهي ديد
كه هزينه عشق واقعي من به تو هيچ است....
وقتي پسر آنچه مادرش نوشته بود را خواند، چشمانش پر از اشك شد
و درحالي كه به مادرش نگاه ميكرد ،گفت: مامان دوست دارم...
آنگاه قلم را برداشت و زير صورت حساب نوشت :
قبلا به طور كامل پرداخت شده است!!


یابن الحسن
موکول میکنم گله ی هجر را به بعد،
امروز حال مادرتان روبه راه نيست ......

نظرات شما عزیزان: